الشيخ علي المشكيني
124
تفسير روان (فارسى)
تفسير : چون سليمان عليه السلام كسى را طلب فرمود كه تخت را حاضر سازد : قَالَ عِفْرِيتٌ مّنَ الْجِنّ : يكى از جنّيان سركش و تيزهوش گفت : أَنَا ءَاتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن تَقُومَ مِن مَّقَامِكَ : من آن را پيش از آن كه از مجلس خود برخيزى ، به حضور تو بياورم . وَ إِنّى عَلَيْهِ لَقَوِىٌّ أَمِينٌ : و به درستى كه من بر حمل آن تخت توانا و در حفظ آن كه داراى طلا و نقره و جواهرات است امين هستم و آن را به تو مىرسانم . ( آيهء 40 ) قَالَ الَّذِى عِندَهُو عِلْمٌ مّنَ الْكِتبِ أَنَا ءَاتِيكَ بِهِى قَبْلَ أَن يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ فَلَمَّا رَءَاهُ مُسْتَقِرًّا عِندَهُو قَالَ هذَا مِن فَضْلِ رَبّى لِيَبْلُوَنِى ءَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ وَ مَن شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِى وَ مَن كَفَرَ فَإِنَّ رَبّى غَنِىٌّ كَرِيمٌ لغت : يرتدّ مضارع « ارتدّ » و از ماده ردّ به معنى برگشتن است . تفسير : آن كسى كه در نزد او دانشى از كتاب ( از لوح محفوظ يا از كتابهاى آسمانى ) بود ( آصف بن برخيا ) گفت : من آن را پيش از آن كه پلك چشمت به هم بخورد و يا قبل از آن كه نگاهت به چيزى ، صورت آن چيز را به مغزت بدهد به نزد تو مىآورم . روايت شده است كه يحيى بن اكثم قاضى از حضرت امام على النقى عليه السلام سؤال نمود كه آيا سليمان به علم آصف بن برخيا محتاج بود ؟ حضرت فرمود : آن كس كه علمى از كتاب نزد او بود آصف بود ، و سليمان عاجز نبود از دانستن آن ؛ لكن خواست كه فضيلت آصف را بر آدميان و جنّيان ظاهر نمايد كه بدانند آصف بعد از او حجّت خدا و خليفهء او خواهد بود ؛ و علم آصف آن